مرلین
الان من خیره به جماعتی هستم که تک تک شان به موقع اش بهم ضربه بزنن حتی دوست صمیمیم ای دل زخمی مانده ام در این ازدحام بیرحم،
نگاهم پر از درد و امید خاموش،
شاید روزی، لابهلای همین زخمهای بیامان،
دستی از مهربانی برخیزد و مرهم باشد راندهام را.
10پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.