نَوا …
اری ان ها سعی کردند مرا فریب دهند … بارها و بارها
اما نمی دانستند من خوگرفته ام به همان قلم و کاغذ
به همان قهوه و چای
همان افکار پریشان که باید جایی میان برگه های سفید تخلیه شوند و بیرون بریزند تا ادم ها را به نبرد ی سخت با خودشان دعوت کنم
8پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.