و در آخر این حماقت خوبی های من بود که ذات پلید دیگری را می پوشاند ...
می دانم ؛ که نقاب زن آنقدری مرا ساده برداشت کرده بود که دیگر نیازی به نقاب زدن در مقابل مرا نداشت !
حالا درس خوبی را هم آموختیم و دانستیم که به هر موجودی نمی توان خوبی کرد و این ما هستیم که سر انجام زیر بار خوبی ها و انسانیت های مان له می شویم و می شکنیم .
من یکی ، که شکستم !
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.