باران میبارید، بیآنکه آسمان از باریدن خسته شود. خیابانها خیس بودند و پنجرهها بخار گرفته بودند. هیچچیز تغییر نکرده بود، جز احساسی که دیگر جایی برای پنهان شدن نداشت. بعضی غمها شبیه باراناند؛ نمیتوان متوقفشان کرد، اما سرانجام ابرها هم خالی میشوند.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.