اگر می دانستم نوشتن آن چیزی که سال ها می خواستم به خانواده اثباتش کنم تنها یک کتاب خاک گرفته و پوسیده بود هیچ وقت نویسنده نمی شدم ؛ من...همان کتاب پوسیده ی درون آینه بودم که می بینم ، من انعکاس آن هزاران کلمه ی درون کاغذ ها بودم که با نوشتن شان به خودم افتخار می کردم ... آن کلمات دیگر برای من افتخار آفرین نبودند ، حالا اگر مردم بفهمند که تمام نویسنده ها خلاق نیستند چه؟
اما چرا اکنون که فهمیدم نوشتن برای من آینده ای ندارد ییشتر مجذوبش شدم؟!
9پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.