_ ببین خسته شدم، دیگه بریدم
+فکر کردی، من صبر عیوب دارم روژین ؟
_ هر دفعه میریم مهمونی، همینه وعضمون، به اونا چه که ما فرش خونمون چیه یا ماشین عوض کردیم؟ چرا سرشون تو زندگی ماست! اصلا با اینا هم کار ندارم! قیافه هاشون رو دیدی ، یه نفرشون یه لبخند نزدن...
+ ما الان محتاج لبخند اونایم؟ لبخند خودمون کافی نیست؟ حرف مفت اونا رو ول کن قربونت برم، دفعه دیگه دعوتمون کردن اگر اونا بودن نمیریم!
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.