من از قصه های درد آغاز میشوم یار قدیمی
تو از قصه های درد بیزاری
و بیزاری در من رسوخ میکند
مرا از درون، از بطن قلبم از پا می اندازد...
تو مرا ترک میکنی و من زیر آواری از جسم خویشتن آرام میمیرم...
8پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.