نَوا …
بوی خون می اید
اسمان گویی خون می گرید ؛ دل ابر ها اکنده از سیاهیست
قطره های سرخ بی انتها و ادامه دار زمین را گرفته اند
ما اما بی روح به دنیا خیره شده ایم
ما انسان ها بی هدف به اهداف کثیف خودمان خیره شده ایم
سرشار از بی حسی مطلق در میان عجایب جهان ، شاید هم خودمان …
4پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.