ماهی خانم
من تمام شدهام ... بخشی از من زیر خاک دفن شده ... بخشی لای به لای خون غرق شده ... بخشی زیر موشک و آوار شده ... جایی دگر از من زخم خورده شکسته تنها مانده ... بخشی از من با فقر و گرسنگی کشته شده ... بخشی از من با بی عدالتی اعدام شده ... بخشی از من در زندان و قفس پوسیده ...
بله من دگر صبرم تمام شده امیدم تمام شده حوصله ام تمام شده خنده هایم اشک هایم احساساتم منطقم تمام شده ...
من مانده م و دیوانگی... که او در تنهای طرد شده ...
1پسند0نظر0