- اونو حتی از چاییم بیشتر دوست دارم.
+ یعنی انقد؟
- آره. برا خودم چایی ریختم، هنوز بخارش بلند میشد که یه نوتیف ازش اومد:
"وای میدونی امروز چیشددددد؟"
+ بعد؟
- بعد؟ عینکمو زدم، موهامو گوجهای بستم، دویدم تو اتاق، نشستم رو تختم و گوشیو گرفتم دستم. چاییمم گذاشتم تو هال برا خودش یواش یواش تبدیل بشه به آب یخ..
+ یعنی چایی رو ول کردی؟ تو که عاشق چایی بودی!
- نبودم ، هستم ، ولی عاشق اون بیشتر .. چای بره به جهنم ، میخواد از روزش برام بگه منظورت چیه؟؟