- میگی دوسم داری؟
+ آره... خیلی زیاد. به خدا دوستت دارم... ببین، میخواستم بهت قول بدم که...
- نه... قول نده، خواهش میکنم!
+ چرا؟
- چون قبلاً هم یکی بود که از دوست داشتن بیشتر از هر چیزی حرف میزد. آخرش؟ دروغهایی که پشت سرم گفته بود رو از زبون ینفر شنیدم و بجای اینکه من ناراحت بشم اون ناراحت شد و بعد اونهمه ادعا که دوست دارم و فلان کم بهم بد و بی راه نگفت، بعد فهمیدم بعضی آدما جلوی خودت یه نفرن، پشت سرت یه نفر دیگه.
+ ولی من اون نیستم..
- اتفاقاً اونم دقیقاً همینو میگفت ، حتی یادمه یه بار گفت:
از وقتی با تو آشنا شدم، با خودم عهد بستم نذارم کسی اذیتت کنه.
+ خب...
- تهش خودش بیشتر از همه ناراحتم کرد. جوری که هنوزم بعضی وقتا باورم نمیشه همون آدمی بود که اون حرفا رو میزد.
+ ولی من واقعاً دوستت دارم.
- شاید... ولی اونم یروز با قاطعیت میگفت دوستت دارم. مشکل اینه که دوست داشتن با حرف ثابت نمیشه.
+ چطور باورم میکنی؟
- لازم نیست چیزی رو ثابت کنی. فقط همون آدمی باش که ادعاشو داری. وقتی نیستم، پشت سرم همونقدر حرمت نگه دار که جلوی روم. اگه یه روز خواستی بری، برو... ولی برای خوب جلوه دادن خودت، منو پیش بقیه خراب نکن.