حرف که میزنی، دل من می رود به دوردست ها
در خیالاتم در آن دوردست ها، من تنها شنونده ی تو هستم تنها برای من سخن میگویی تنها مرا تسخیر میکنی و تنها، مرا تنها میبینی
پلک که میزنم جسم خسته ام را میان انبوهی از انسان هایی میبینم ک به تو چشم دوخته اند....
9پسند1نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
به هر که رسیدم مضمت عشقم به تورا شنیدم
نیافتم کسی را که ذرهای دلش برایت رفته باشد
نمیدانی چه لذتی داشت؛ که تنها عاشق دل خستهات خودم بودم:)
1404/7/17®16:07
نقدها
به هر که رسیدم مضمت عشقم به تورا شنیدم نیافتم کسی را که ذرهای دلش برایت رفته باشد نمیدانی چه لذتی داشت؛ که تنها عاشق دل خستهات خودم بودم:) 1404/7/17®16:07