🌙چیترا
آن شب.همه خواب بودند و من حالم خراب؛چشمام از گریه های زیادم میسوخت.همان شبی که فکر میکرم دنیا به آخر رسیده اما یه حسی بهم میگف که برم روی جانماز و دو رکعت نماز بخونم تا آروم شم.انگار خدا داشت بهم میگفت:بیا.من همه حرفاتو میشنوم.بیا با من حرف بزن :)♡
8پسند0نظر1