
رازآلودعاشقانه تخیلیهیجانی روانشناختی
57021
سخنی از نویسنده :شاید به خوبی نتوانسته باشم داستان هری پاتر بنویسم اما امیدوارم از خواندن لذت ببرید. هری پاتر و میراث جادو (هری پاتر۹) ایستگاه کینگز کراس شلوغ بود،اما شلوغیاش دیگر اضطرابآور نبود.والدین با لبخندهایی آشنا خداحافظی میکردند و بچهها با هیجان چمدانهایشان را روی سکو میکشیدند.هری کنار ستون ایستاده بود و نگاهش را از دود قطار جدا نمیکرد.سالها از آخرین باری که خودش با ترس سوار همین قطار شده بود گذشته بود،اما چیزی در سینهاش تکان میخورد؛حسی که نه خاطره بود و نه پیشبینی.پسرش از او جلو زد و با اشتیاق به سمت واگنها رفت.هری لبخند زد،اما درست در همان لحظه،احساس کرد چوبدستی در جیبش کمی سنگینتر شده است...





نقدها
واقعا دست مریزاد استاد! هری پاتر یه مجموعه کاملا حرفه ایه و ادامه دادنش واقعا کار پر ریسکیه و شما یک نویسنده حرفه ای و نکته بین تونستین ادامش رو بنویسین و واقعا بهتون افرین میگم، بی صبرانه منتظر ادامه ی داستان مورد علاقم هستم، موفق باشین ✨
دوست داشتید بخونید