
درام تاریکادبیهیجانی روانشناختی
32021
قلم از دستم میافتد.صدای برخوردش با زمین مثل صدای پایان است، اما هیچکس برای شنیدنش اینجا نیست.تنها، بر کاغذ سفید، لکهای سرخ میماند — شبیه نقطهای که هیچ نویسندهای ننهاد. ,

قلم از دستم میافتد.صدای برخوردش با زمین مثل صدای پایان است، اما هیچکس برای شنیدنش اینجا نیست.تنها، بر کاغذ سفید، لکهای سرخ میماند — شبیه نقطهای که هیچ نویسندهای ننهاد. ,
نقدها
واقا قشنگ بود با نوشته هات همزاد پنداری کردم ادامه بده
.. واقعا قشنگ نوشتی، تصویر سازی هات کاملا قابل فهم و کامل بودند..ولی! ننهاد کمی از جذابیت جمله ات رو از بین برد.. می تونستی به جاش بنویسی "نگماشت* شاید هم ننگاشت؟ .. نمی دونم.