
در شهری که حقیقت از پشت لایههای تاریکی و پروپاگاندا نفس میکشد، «سهراب آذرنگ» مغز متفکر پروژهای محرمانه است که میتواند قدرت، ترس و واقعیت را از نو تعریف کند. تهران در آستانهٔ فروپاشی است؛ شبکههای مخفی، گروههای شورشی، عملیاتهای سایه و نظریههای خطرناک درباره کنترل ذهن و اطلاعات، در هم تنیدهاند. اما ورود نابغهای جوان و ناشناس—هکری که هیچکس انتظارش را ندارد—موازنهٔ قدرت را جابهجا میکند. هرکس بهدنبال حقیقتی است که شاید اصلاً وجود نداشته باشد، و هر قدم رو به جلو، مرز میان «آزادی»، «اطلاعات» و «ویرانی» را باریکتر میکند. این کتاب، رمانی پرتنش درباره جنگهای نامرئی است: جنگی که نه با گلوله، بلکه با روایتها، ترسها و باورهایی هدایت میشود که میتوانند یک ملت را از درون بلعیده یا بیدار کنند. داستانی برای روزگار ما—جایی که دشمن واقعی شاید کسی باشد که بهتر از همه میتواند داستان تعریف کند.