
1290107
زندگی لیام فیت در عرض مدت کوتاهی دگرگون شده بود . نگاه های زیرچشمی ، زمزمه های پشت سرش و صحبت هایی که درباب او بود روحش را عذاب میداد ، و همهی اینها به این خاطر بود که نصف ماه پیش مادرش به جرم قتل های زنجیرهای اعدام شد .
فصلها
(7 فصل)- 7
رستگاری شیطان : چپتر ششم 'کتاب خاطرات'
02 دی 1404 - 6
رستگاری شیطان : چپتر پنجم 'وسوسه ها'
20 آذر 1404 - 5
رستگاری شیطان : چپتر چهارم 'همسایه'
09 آذر 1404 - 4
رستگاری شیطان : چپتر سوم 'نگاه های قضاوتگر'
30 آبان 1404 - 3
رستگاری شیطان : چپتر دوم 'سخنان یک قاتل'
24 آبان 1404 - 2
رستگاری شیطان : چپتر اول 'وصیت خونین'
08 آبان 1404 - 1
رستگاری شیطان : چپتر صفر .
05 آبان 1404
نقدها
خودمو نقد کنم عین فایت کلاب میشه که
خیلی قشنگه! شروع فوق العاده ای داره و مخاطب رو حسابی کنجکاو میکنه که ادامه ماجرا رو بشنوه . امیدوارم سریعتر پارت های بعدی رو بذارید تا بخونم
البته باید بگم عاشق اون قسمت شدم که لیام خم میشه و میگه خودش توی سوزوندن جنازه ها به مادش کمک کرده . حس میکنم میتونم چشم های سردش رو ببینم وقتی این جمله رو میگه
بعد از خوندن قسمت سوم می ترسم لیام هم مثل مادرش باشه....
پارت صفر رو دوست داشتم 😺
تایتل پارت یک قشنگه 👍🏻
داستانتون پتانسیل پیشرفت رو داره موفق باشی🤍☕
میتونه خیلی پیشرفت کنه
مامانش از همون روان پریش هاییه که از دور یه زن مهربون و کمی غیر عادی جلوه میکنن. البته فقط کمی طوری که عادی به نظر بیاد.
خیلی داستان جذابی بود واقعا لذت بردم 🤝 بی صبرانه منتظر ادامه اش هستم یه فنجون قهوه طلبت!