خانهاردشیر:)تکمیل شده11 شهریور 1405سایه ی ماهاردشیر:)خیالپردازیجادویی139045مردم از تاریکی آن شهر سوت و کور می گریستند. حال زمان طلوع قهرمانی دیگر از دیار این شهر بود.... شروع مطالعهفصلها(5 فصل)5طلوع دوباره18 مرداد 14054 قلعه ی سایهها18 مرداد 14053شهر زیرزمینی18 مرداد 14052نگهبان ماه18 مرداد 14051 دهکدهی بیستاره18 مرداد 1405داستانهای مرتبطفراموشیعلیوارثِ خاکستر- آینیخواهران نوازندهعلیگل سر صورتییه نفر!..انتظار تنهانقدهاپارمیس19 مردادآفرین 👏 یه عنوان داستان اول خوب بود ادامه بده .1پاسخ1 پاسخاردشیر:)19 مردادممنون قشنگم🩷✨1پاسخاِما20 مردادخیلی قشنگه!1پاسخ1 پاسخاردشیر:)20 مردادمچکرم.0پاسخملکه پنگوش ها 🐧✨13 شهریوربامزه بوددد 🐧✨ شبیه یک افسانه پریان یا قصه قبل از خواب بانمک بود.1پاسخ1 پاسخاردشیر:)13 شهریورخوشحال و سپاسگزارم از نظرتون.1پاسخنیروانا دخت19 شهریوریه فنجون قهوه طلبت! ☕باحال بود ...مثل سناریوهایی که تو بچگیم داشتم...🔥1پاسخ
پارمیس19 مردادآفرین 👏 یه عنوان داستان اول خوب بود ادامه بده .1پاسخ1 پاسخاردشیر:)19 مردادممنون قشنگم🩷✨1پاسخ
ملکه پنگوش ها 🐧✨13 شهریوربامزه بوددد 🐧✨ شبیه یک افسانه پریان یا قصه قبل از خواب بانمک بود.1پاسخ1 پاسخاردشیر:)13 شهریورخوشحال و سپاسگزارم از نظرتون.1پاسخ
نقدها
آفرین 👏 یه عنوان داستان اول خوب بود ادامه بده .
ممنون قشنگم🩷✨
خیلی قشنگه!
مچکرم.
بامزه بوددد 🐧✨ شبیه یک افسانه پریان یا قصه قبل از خواب بانمک بود.
خوشحال و سپاسگزارم از نظرتون.
یه فنجون قهوه طلبت! ☕باحال بود ...مثل سناریوهایی که تو بچگیم داشتم...🔥