اسم داستان خیلی بهش میاد و شاید بهترین توصیف اینه که:«این داستان مزه قهوه تلخ میدهد..» ☕
اما یه نکته دارم درباره فاصله زمانی "یک ساله" در داستان؛ گفتن کلمه "یک سال"، تو ذهن من مخاطب تصویر سازی میکنه که واقعا یک نفر یک سال این کارو بکنه، بعد من میگم وای چه خستهکننده! و ما انگار از احساس کنجکاوی تا فهمیدن حقیقت یک سال رو گذروندیم. حالا همه این راه رو اومدیم اما چرا اوج داستان و لحظه گفتگو و بروز احساسات شخصیت ها، اینقدر زود تموم میشه؟ 😫😔
واقعا این داستان کوتاه بودنش دستم رو بسته بود، و نیاز بود که یه پرش داشته باشم. برای توصیف حس و حال شخصیت هم بازم باید به داستان کوتاه بودنش اشاره داشته باشم. در کل ممنون که وقت ارزشمندتون رو گذاشتین و داستان من رو خوندین، نگاهتون درخشان☕✨
آره برای همین اگه فرضا یه هفته بود؛ میتونست بار احساسی داستان رو به دوش بکشه و با ریتم داستان کوتاه هم جور دربیاد. اما بازم داستان قشنگی بود. قلمتون سبز. 🌱
نقدها
اوه! غیر قابل پیش بینی و خیلی خیلی قشنگ!! 🔥 محشررر بود دختر
ممنون از نگاهت🫂✨خوشحالم که دوست داشتی🥹
چقدر زیبا دلنشین و غیر قابل پیشبینی بود داستان درسته کوتاه بود ولی حس خیلی خوبی داشت دوسش داشتم یه فنجون قهوه طلبت! ☕🔥
ممنون از نگاهت🥹🫂از اینکه تونسته برات دلنشین و دوست داشتنی باشه خوشحالم🤎
خیلی قشنگ بود. دوستش داشتم.
ممنون از نگاهتون🙏✨☕
اسم داستان خیلی بهش میاد و شاید بهترین توصیف اینه که:«این داستان مزه قهوه تلخ میدهد..» ☕ اما یه نکته دارم درباره فاصله زمانی "یک ساله" در داستان؛ گفتن کلمه "یک سال"، تو ذهن من مخاطب تصویر سازی میکنه که واقعا یک نفر یک سال این کارو بکنه، بعد من میگم وای چه خستهکننده! و ما انگار از احساس کنجکاوی تا فهمیدن حقیقت یک سال رو گذروندیم. حالا همه این راه رو اومدیم اما چرا اوج داستان و لحظه گفتگو و بروز احساسات شخصیت ها، اینقدر زود تموم میشه؟ 😫😔
واقعا این داستان کوتاه بودنش دستم رو بسته بود، و نیاز بود که یه پرش داشته باشم. برای توصیف حس و حال شخصیت هم بازم باید به داستان کوتاه بودنش اشاره داشته باشم. در کل ممنون که وقت ارزشمندتون رو گذاشتین و داستان من رو خوندین، نگاهتون درخشان☕✨
آره برای همین اگه فرضا یه هفته بود؛ میتونست بار احساسی داستان رو به دوش بکشه و با ریتم داستان کوتاه هم جور دربیاد. اما بازم داستان قشنگی بود. قلمتون سبز. 🌱
ممنونم🙏🏻✨