سرما ی سردی نفسهایم یخ زده، اشکهایم چون برف بر گونهام جاری؛ اما امید در قلبم شراره میکشد، و گرمای عشق، زمستان را شکست میدهد.
احساس کوچیک بودن بهم دست داد ولی من بهش دست ندادم
تو آینه به خودم نگاه کردم. چقدر عوض شده بودم! چشمام ، صورتم ، اندازه و حتی رنگ موهام. موهای کوتاه صورتی رنگم دیگه نیست و جاش و به موهای مشکی رنگ بلندم داده. داشتم از خودم تو آینه تعریف و تمجید میکردم که صدای در اومد و...